روزی بهلول به پادشاه گفت: برای ورزش کردن در آغازین روز برخیزیم و این امر باعث شادابی جسم تا
پایان روزمره خواهد شد. پادشاه قبول کرد و پگاه روز بعد برخیزید و مهیا برای ورزش صبحگاهی شد و
ندیمان را برای طلب بهلول درخواست کرد ولی خبری از بهلول نیامد و از خواب شیرین خود برنخیزید.در
نیمروز که بهلول به دیدار پادشاه آمد پادشاه از او طلب بهانه کرد و بهلول گفت:ورزش آغازین روز را برای
پادشاهان سفارش کرده اند که حکومتی پایدار داشته باشند نه برای ما زیردستان.جانا ورزش جسم
سلامت روان است هر که را اینگونه باشد روح او آرام جان است.
**********************************************
روزی پدری با پسرش از مقابل بوستان محله خود عبور می کردند و به تابلویی برخوردند که در مورد همکاری
و مشارکت ورزش همگانی در بوستان اطلاعیه ای داده بود. پسر از پدر پرسید: پدر ، ورزش همگانی یعنی
چه؟ پدر جواب داد: پسرم یعنی خوابیدن با تمام بچه های محل به طور دسته جمعی در بوستان.
:: موضوعات مرتبط:
حکایات ورزشی!